تبليغاتX
برای زندگی -

از خودت می پرسم ای زیباتر از زیبای من
ناز بهتر یا وفا یا عشق بی حاشای من

روزگار اشفته تر یا روز من یا زلف تو
شب سیه تر یا دو چشمت یا همه دنیای من

زندگی جانبخش تر یا صبح یا لبخند تو
قهر تو غمناک تر یا هجر یا اوای من

خنده من شادتر یا اسمان یا چشم تو
ناله من زارتر یا غصه یا غمهای من

اتش دل گرمتر یا مهر یا اغوش تو
عمر تو بی پایه تر یا ناله فردای من

گل خیال انگیز تر یا بوسه یا دلدار تو
غم ملال انگیز تر یا ناله گیرای من

در کشیدن هجر بهتر یا بلا یا ناز تو
در شنیدن نام تو یا شعر شورافزای من !؟

بیژن سمندر

 

پرسید که چرا دیر کرده است ؟

نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟

خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است

تنها دقایقی چند تاخیر کرده است

گفتم امروز هوا سرد بوده است

شاید موعد قرار تغییر کرده است

خندید به سادگیم آینه و گفت

احساس پاک تورا زنجیر کرده است

گفتم ار عشق من چنین سخن مگوی

گفت : خوابی سالها دیر کرده است

در ایینه به خود نگاه میکنم آه

عشق او عجیب مرا پیر کرده است

راست گفت آیینه که منتظر نباش

او برای همیشه دیر کرده است

                

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 23:16  توسط دوستان  |